رفتن به نوشته‌ها

حمله سفیانی به ایران

احتمالا تا به حال نام شاه نعمت الله ولی را شنیده باشید. او عارف و صوفی بزرگی بود که در سده ششم هجری زندگی می کرد و سلسله نعمت اللهی ها منسوب به اوست. هر چند که شخص شاه نعمت الله انسان عارف بزرگی بوده اما متاسفانه پیروان سلسله نعمت اللهی به گمراهی کشیده شده اند.

شاه نعمت الله شعر جنجال برانگیزی سروده که به “می بینم” شهرت دارد و با کشف شهود، آینده و اتفاقاتی که در انتظار ایران هست را پیشگویی می کند. در این شعر به پیشگویی از روی کار آمدن سلسله قدرتمند صفوی می پردازد و سپس سلسله ها را یکی پس از دیگری به همراه افراد شاخص هر سلسله و اتفاق های مهمی که در مدت زمان حکومت آن ها رخ می دهد پیشبینی می کند. متاسفانه در هر دوره پادشاهان قسمت های مرتبط با خود را تحریف کرده اند به طوریکه امروزه نسخه صحیح این شعر را نمی توان یافت.

شاه نعمت الله از وقوع انقلاب سخن گفته و اعلام کرده است که بعد از چهل سال، لشکری را در ایران می بیند و بعد از آن امام زمان قیام خواهند کرد. اما آیا منظور او سرنگونی حکومت اسلامی بعد از گذشت چهل سال است؟ باید گفت که اینگونه نیست!

شاه نعمت الله تنها شخصی نیست که از وقوع چنین جنگی صحبت می کند. احادیث متواتری از حمله سفیانی به ایران سخن می گویند، اما نه پیشگویی شاه نعمت الله و نه احادیث مذکور، هیچ کدام به شکست ایران یا سرنگونی حکومت حاکم و جایگزین شدن رژیمی دیگر اشاره ای نکرده اند بلکه از قدرت گیری ایرانیان و منتظران ظهور بعد از وقوع این لشکرکشی صحبت کرده اند.

احادیث زیادی از اختلاف های قومی، فرهنگی و مذهبی شدید در سال های پیش از ظهور می گویند بگونه ای که وقیحانه ترین گناهان صورت می گیرد اما مومنان توانایی مقابله و اعتراض را ندارند تا جایی که حتی زنا در خیابان صورت می گیرد اما کسی جرات و اجازه امر به معروف و نهی از منکر را ندارد.

غرب از این نقطه ضعف ایران به خوبی آگاه بوده و البته دور از واقعیت هم نیست که بگوییم تلاش های مستمر او در سال های پیش و پس از انقلاب اسلامی، اصلی ترین عامل ایجاد این شکاف بوده است.

فراماسون ها سال هاست که با تئوری آندلوسیزه کردن ایران به دنبال آن اند تا با ایجاد فرهنگ غیر دینی، پشتیبانی مردمی حکومت را از بین ببرد و سپس همانند حمله به اندلس، با یک یورش نظامی قوی، مردم و حکومت را نابود سازند.

اندلس یکی از زیباترین و قدرتمندترین ناحیه های فتح شده توسط مسلمانان بود که برای قرن ها در آن حکومت می کردند. غربیان بعد از نامیدی از فتح نظامی این ناحیه، به دنبال ایجاد انحراف فرهنگی در بین مسلمانان رفتند.

در ابتدای امر پوشیدن لباس های تحریک کننده را بین آنان رواج دادند. سپس به ترویج موسیقی، ربا خواری، شراب خواری، زن بارگی، زنا، تن پروری و … پرداختند، تا جایی که جوانان مسلمان برای اثبات روشن فکری خود به کلیساهای مسیحی رفته و آداب و معاشرت با دختران آنان را نشانه ای از با فرهنگ بودن و روشنفکری می شمردند و حاکمان و مسئولین نیز مشاوره گرفتن از علمای مسیحی را نشانه ای از کاردانی و خردمندی خود به حساب می آوردند.

 این برنامه در طول سال ها، رفته رفته بین مسلمانان رواج یافت و بعد از گذشت صد سال وضعیت طوری شد که تنها اسمی از اسلام بین مردم اندلس باقی ماند و در عمل هیچ کدام از رفتارهای مردم و اعمال حاکمان، بویی از اسلام نبرده بود.

روحیه دلاوری و شهادت در بین لشکریان و عدل و داد در بین حاکمان از بین رفت و هر کدام تنها به منافع خود می پرداختند، در چنین شرایطی با ایجاد اختلاف، حاکمان را به جنگ با یکدیگر تشویق کرده و در آخر به حاکمان ضعیف باقیمانده حمله می کردند و بدین صورت اندلس توسط صلیبیان فتح شد.

در سال های اخیر، غرب دقیقا همین استراتژی را در ایران پیاده سازی کرده و در طول سال ها سعی در اندلسیزه نمودن ایران داشته است. اما این بار قرار نیست که با لشکریان خود حمله کند، بلکه می خواهد ارتشی از کشورهای عربی به رهبری عربستان ایجاد نموده تا همزمان با ایجاد اختلاف و فتنه داخلی به ایران حمله نمایند.

از آنجا که عربستان اصلی ترین نقش را ایفا می کند، باید ساختار داخلی ضعیف عربستان را سر و سامان داده تا محمد بن سلمان بدون هیچ مسئله و مشکلی به قدرت برسد و سپس با تمام قدرت و اختیارات حکومتی، حمله به ایران را رهبری نماید.

در این راستا بن سلمان به حبس، خلع قدرت و ثروت زدایی از تک تک شاهزاده های عربستان می پردازد و برای جلب رضایت مردم عربستان به اصلاحات زیادی نظیر دادن حق رانندگی به خانم ها و آزاد کردن مشروب خواری روی آورده است.

 غرب می خواهد بعد از تثبیت جایگاه محمد بن سلمان و انتقال رسمی قدرت از پدر به پسر، نقشه خود را عملی سازد، اما همانگونه که در احادیث آمده است و پیش از این گفته شد، این انتقال قدرت موفقیت آمیز نمی باشد و نزاع بر سر قدرت در عربستان تا زمان ظهور ادامه می یابد و آمریکا نیز به دلیل درگیری در جنگ خود با روسیه توانایی حمایت از جانشین بعدی را از دست می دهد.

 اما اختلاف داخلی که در ایران کلید خورده است دامنه دار بوده و حکومت را تا حد زیادی مشغول به خود می کند و در چنین شرایطی فرصت رشد سفیانی فراهم شده و مجال سازماندهی قوا و حمله به ایران را می یابد[1].

برای مطالعه کامل کتاب داستان ظهور کلیک کنید!!!


[1] – بحارالانوار 52/186

منتشر شده در داستان ظهورکتابمهدویت

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *