رفتن به نوشته‌ها

دسته: اقتصاد مقاومتی

داستان زیبا برای درک اقتصاد مقاومتی

ناظر به اشتباه دو برابر اسکناس تولید کرد و این اسکناس ها به دست برخی از افراد جامعه افتاد، آن ها با خود گفتند که وقتی اسکناس داریم چه نیاز است به خود زحمت بدهیم و کار کنیم و با همین طرز فکر کوتاه شروع به خرید کالاهای زیادی کردند و مقداری کالا در دست ناظر کم شد، مردم دیگر که برای دریافت کالاهای مراجعه کردند، ناظر گفت نمی دانم چه اتفاقی افتاده است، اما به اندازه اسکناس های شما کالا موجود نیست، پس باید کالاها را بین هر دو نفر تقسیم کنم، یعنی معادل هر اسکناس نصف کالا به شما می دهم. روز تلخی بود و اسکناس ارزشش را از دست داد، مردم نام آن واقعه تلخ را تورم گذاشتند.