رفتن به نوشته‌ها

دسته: کتاب

ماهیت مرگ

از امام صادق (ع) در مورد ماهیت زمان می پرسند که ماهیت زمان چیست؟
امام صادق (ع) می فرمایند که در حقیقت چیزی به اسم زمان وجود ندارد بلکه حد فاصله بین دو رخداد را زمان می نامیم.
با این استدلال، اگر یک روز به حساب خداوند، هزار ماه به حساب ما باشد، بدین معناست که سرعت و تعداد انجام وقایع در این دنیا بیاد بیشتر باشد.
بدین ترتیب هنگامی که یک شخص می میرد و شب اول قبرش می شود و حوادثی برای او رخ می دهد که در آینده خواهیم گفت، ممکن است برای ما یک شب و چند ساعتی کوتاه بگذرد، اما برای شخص مرده هزار سال زمان باشد.
آنجا در حقیقت زمان حد فاصله بین اتفاقات است، در این دنیا نیز اینگونه است اما ما به حدفاصله بین اتفاقات تسلط نداریم، اما در آن دنیا می تواند حدفاصله اتفاقات با توجه به اعمال و کردار ما متفاوت بگذرد.

پیشگفتار

مرگ، راز زندگی، عددی که در تمام مفاهیم زندگیمان ضرب شده است و خواه یا ناخواه مقدار آن در تمام ارزش های وجودیمان تاثیر می گذارد.
اگر چنانچه مقدار درک و باورمان از این عدد صفر باشد، هر چقدر هم که در سایر ابعاد وجودی دارا باشیم، در نهایت به پوچی می رسیم.
مرگ راز هستی، سرانجامی که دیر یا زود ما را و عزیزانمان را در بر می گیرد و نحوه نگرش ما نسبت به آن، مسیر و نتیجه زندگیمان را می سازد.
اما به راستی مرگ چیست و جهان پس از آن چگونه است؟

ماجرای لحظه ورود به قبر

من ماندنم و دنیایی غریب و خوفناک!
ناگهان جوانی زیبا چهره و دلنشین که جذابیت ایمانی خاصی داشت به دیدارم آمد. سلام کرد و مرا با نام خودم صدا زد.
از وجود او چنان آرامشی بر قلبم حاکم شد که گویی فراموش کردم پا بر چه جهانی اسرار آمیز و وحشتناکی گذاشته ام.
از وجود آرامش بخش او، از چهره زیبا و دلنشینش، از بوی سرمست کننده او، از صدای دلربایش و از چشمان آرام و نافذش همه سختی ها را فراموش کردم، گویی که بهترین کیمیای هستی را یافته‌ام.

گوشه ای از علم بی کران علی!

امام مشغول صبحت با مردم بودند تا نفر دهم آمد و پرسید یا علی، علم بهتر است یا ثروت؟ امام به او گفت علم بهتر است، زیرا ثروت را تو باید حفظ کنی اما علم تو را حفظ می کند. سپس فرمودند اگر تمام انسان ها یک سوال را از من بپرسند به هر کدام جوابی متفاوت و متناسب با درک او خواهم داد.

حرف آخر

از زمان هبوط آدم(ع) تا ظهور مهدی(عج)، یک‌پنجم از عمر بشریت می‌گذرد، دورانی که سراسر پر از ظلم و نا عدالتی بود و خداوند مقرر کرده است تا با امر ظهور حضرت حجت(عج)، مابقی دوران حیات در فضایی عادلانه و مملو از نعمات الهی سپری شود. دوره‌ای که آسمان تمام رحمت خود و زمین تمام گنجینه‌های خورد را باسخاوت نثار آدمیان می‌کند انسان‌ها فرصت آن را میابند تا در کمال رفاه و آسایش حقیقی در تمام ابعاد فردی و اجتماعی به نهایت پیشرفت و رضایتمندی دست یابند.

روزگار رهایی

انسان ها به دانش و پژوهش مشغول می شوند و با راهنمایی امام زمان(عج) سرعت کشفیات چندین برابر می گردد. امام زمان بدون هیچ محافظی به زندگی و رسیدگی به امور مردم مشغول هستند و مردم برای رفع مشکلات خود ابتدا به نماینده امام در محل خود و در صورت بزرگ بودن مشکل به خود امام مراجعه می کنند.

آخرین آزمایش

امام زمان(عج) نیز با توجه به دشمنان بسیار، مجبور به رعایت برخی از مصالح اجتماعی است و به ناچار در برابر برخی از سنت های ناصحیح موضع گیری نمی کند، اما بعد از پیروزی قاطع حق بر باطل، حال نیاز است تا دین مبین اسلام به صورت حقیقی بر تمام مردم عرضه شود.

فتنه دجال

کم کم خیلی ها همچون یاران حضرت موسی(ع) که بعد از مشاهده سختی های همراهی با موسی، از بودن با موسی خسته شده و تمایل به برگشت به مصر داشتند، بسیاری از مردم به یاد روزگار قبل از ظهور می خواهند که همچون گذشته، در تبرج زندگی کنند، یعنی، بی حجاب بگردند، به دیدن فیلم های مغایر با اسلام بپردازند، موزیک گوش کنند و … و در دل هایشان تمایل به آن روزگار پیدا می کنند.

نابودی ابلیس

ابلیس بهتر از هر کسی می داند که حکومت امام در ضعیف ترین حالت ممکن قرار دارد، نیروهای او جنگ زده هستند و زیرساخت های حکومتی نابود شده است، اما در حال حاضر که تمام دشمنان نابود شده اند و حکومت امام تنها حکومت باقیمانده بر روی زمین است، امام زمان(عج) می تواند در اندک زمانی با تربیت انسان های باقی مانده و مدیریت و نظارت صحیح بر آنان، بر تمام مشکلات غلبه کرده و جامعه ی آرمانی را بسازد و بعد از آن مطابق وعده خداوند که مرگ شیطان در روز موعود است و مطابق احادیث پیامبر(ص) آن روز در ایام ظهور قرار دارد، نوبت به ابلیس می رسد و انسان ها به زودی توانایی غلبه بر شیاطین و نابودی آن ها را می یابند.